رنگارنگ
10 اردیبهشت 92.
گ
سلام پسر گلم. از کدوم رنگ بیشتر خوشت میاد؟ مامان که عاشق رنگ صورتی ام. اوناهاش اون وسط وایستاده. البته از قرمز هم خوشم میاد که سیسمونی شمارو قرمز-طوسی انتخاب کردم و ناگفته نماند که رنگ قرمز هم خیلی به صورتت میاد.
پسرم روز به روز اونقدر شیرین و ناز میشی که دلم نمیاد سری به وبت نزده و مطلبی ننوشته بخوابم. البته این نکته هم فراموش نشه که بعضی وقت ها مامانی رو تا مرز جنون عصبانی میکنی
ولی خب هر روز که می گذره نسبت به روزهای قبل بیشتر میتونیم با هم کنار بیایم شاید 1 علتش این باشه که بیشتر همدیگرو و اخلاق همدیگرو میشناسیم.
امروز عصری کلی بدوبدو کردیم و باهم "دارم میام بگیرمت" بازی کردیم ودنبال هم دویدیم که هربار میگرفتمت و مثلا می خوردمتت کلی میخندیدی _ایشالله همیشه دلت شاد باشه نازم_ بعد هم که دیدم گیر دادی و ول کن نیستی بردمت حیاط که تازگیا یا گرفتی بهش چی بگی (حدط) که کلی بازی کردی و خوش به حالت شد پسرم.کمی هم کیک طغرا خوردی که مامان خوشحال شدم 
قبل از اینکه بخوابیم بابایی اومد سروقت لب تاپ 1 کاری داشت که شما زودتر از ایشون اینجا حاضر بودی و اجازه ندادی نفس بکشه بابا. با دسته جارو میزدی تو سرش و بابا که ناله میکرد و دست به سرش می برد تو فکر می کردی داره باهات بازی می کنه قاه قاه میخندیدی
1بارم مامانی اومدم بردمت که 3 سوت برگشتی.این شد که طفلکی بابا اومد بخوابه تا شما هم آرامش پیدا کنی و خیالت راحت باشه که هر2مون پیشتییم و مشغول کاری نیستیم که نیاز به تجسست داشته باشه! الان هم که 1و10 دقیقه نیمه شبه نیم ساعتی می شه که شما 2نفر لالا کردین و منم اینجام.
بازم میام 



رنگارنگ
